قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦١
همهى اين روايات ، پيامبرى را به تصوير مىكشد كه پس از اعتراف به ( نعوذ بالله ) اذيت و تازيانه زدن مردم و فحش دادن و لعن كردن آنها ، توبه مىكند و در عوض اين خطا ، براى همهى آن فرعونيان و شيطان صفتان ، دعاى خير مىكند ، آن هم خيرى بىقيد و شرط !
فقهاى اهل سنت ، در توجيه اين روايات جعلى درمانده اند ؛ زيرا پيامبر ( ٦ ) كسى را جز به فرمان خدا لعن نمىكند ، پس لعن كردن او ، اطاعت امر خدا بوده است ، و اگر اطاعت بوده ، كه ديگر نياز به توبه و اعتراف ندارد ! همچنين ، دعاى خير براى كسى كه از طرف خدا ، لعن شده جايز نيست . در منابع خودشان به وضوح دربارهى روايات لعن آمده است كه پيامبر ( ٦ ) فرمود : « به خدا قسم اين سخن ، گفتهى من نيست بلكه خدا چنين گفته است . » ( احمد : ٤ / ٤٨ و ٥٧ و ٤٢٠ و ٤٢٤ ؛ مجمع الزوائد : ١٠ / ٤٦ ؛ كنز العمال : ١٢ / ٦٨ ؛ الحاكم : ٤ / ٨٢ )
علاوه بر آن ، اگر لعن پيامبر ( ٦ ) بنابر ادعاى آنان ، از روى خشم و غضب بشرى باشد ، گناه بزرگى است كه لعن كننده را از عدالت ساقط مىكند و خود پيامبر ملعون است ! چرا كه آن گونه كه خودشان روايت مىكنند لعن كردن مؤمن هم سنگ قتل اوست و لعنى كه از [ دهان ] لعن كننده خارج مىشود ، اگر سزاوار لعن شونده بود ، به سوى او مىرود و گرنه به همان كسى كه او را فرستاده برمىگردد . ( كنز العُمّال : ٣ / ٦١٤ و ٦١٦ ) آنان چاره اى جز اين ندارند ، كه اين گناه را به پيامبرشان نسبت دهند تا بلكه آن ملعونان محبوبشان را تبرئه كنند !